نیکا جاننیکا جان، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره
پیوند مامان و باباپیوند مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

نیکا قاصدک

دلمشغولی ها

1393/5/29 9:35
نویسنده : مامان صبا
180 بازدید
اشتراک گذاری

از روز  دوشنبه که خبر زلزله رو دادن بابا احسان رفته پیش مادرش. خونه که حسابی خراب شده ولی خدارو شکر خودشون خوبن و آسیبی ندیدن

نیکا مدام بهانه بابا احسان رو میگیره. خیلی به بابایی وابسته شده و تا یه روز  احسانی رو نبینه بدعنق میشه. دیشب کلی کلافه شده بودم . با هیچ چیز ساکت نمیشد، حتی با وجود مهتاب گلی. ما هم ساعت یازده و نیم راهی پارک شدیم تا شاید کمی آروم بگیره. خوشبختانه به محض بیرون رفتن نیکا آروم شد و توی پارک کلی بازی کرد و بستنی خورد.

خونه بابا رو که حسابی بهم میریزه. میره سروقت وسایل خاله. تا گوشی رو میبینه سریع عکسهای گوشی رو یکی یکی رد میکنه و میخنده.

میره پشت صندلی و قایم میشه بعد میاد بیرون و  داد میزنه: دَلااااااااااام (سلام) همه هم باید جوابشو بدن وگرنه خانمی قهر میکنه

عاشق صحبت کردن با گوشیه. اینقدر قشنگ گوشی رو دست می گیره و صحبت میکنه: الو.... نیکا......بابا.....آش......مامان...... جوجو.......و بعد از اون یه سری کلمات نامفهوم. البته برای دیگران. من متوجه میشم که چی میگه.

اگر کاری داشته باشه صدا میزنه مامان و اگه جوابشو ندم میگه: صبااااااااااا

اینقدر کارهاش شیرین شده که وقتی سرکارم لحظه شماری میکنم برای دیدنش و وقتی میبینمش  غرق بوسش میکنم. کلی با هم بازی میکنیم. نیکا هم به پاس تشکر جوراب هامو از پام درمیاره

عروسک هاشو میاره میگه نی نی. بهش میکم نیکا نی نی خوابش میاد زود میره و بالش میاره میذاره رو پاش و بعد میگه: پیش پیش ششششش و بعدش با دست میزنه پشت کمر عروسک

عاشق پریدنه و هر سطحی رو که ببینه باید ازش بپره و براش فرقی نمیکنه چه ارتفاعی داشته باشه.

اعضای بدنش رو هم کامل میشناسه. قبلا فقط چشم و دست و دهن و پا بود.

میگم بریم بیرون. زود میره جلو در دمپایی هاشو میاره و میگه: دمپ و گاهی دمپا. خودش دمپایی هاشو پاش میکنه و بعد یه گردش توی حیاط انجام میدیم

این عکسای خونه آقاجونه

در حال پوشیدن پیراهن آقاجون

بالا رفتن از عسلی

عینک زدن

فتح سقف

اینجام که اینطور قیافه گرفته از مزه سالاد خوشش نیومد

اصلا نمیذاره گل سر براش بزنم. یا باید موهاش باز باشه یا با چهل گیس ببندمشون

پسندها (5)

نظرات (12)

خاله سوری
29 مرداد 93 11:09
ای جوووونم خوش باشین همیشه... این محمد اصلا تو فضای مجازی هم نیست ...چراااا؟؟؟
مامان صبا
پاسخ
متشکریم نمیدونم والا
مامان محمدحسام
29 مرداد 93 12:26
سلام مامان صبای گل ممنون ک ب ما سرزدین عزیزم واقعا خوشحال شدم خوشحالتر اینکه همشهری هم هستیم عزیزم ماشالله دختر نازوملوسی دارین خداحفظش کنه من باافتخار وب شما رو لینک کردم بازم ب ما سر بزنین خاله مهربون نیکا جونم هم ببووووووووووووووووووووووس سلام ممنون که سر زدی عزیزم
مامان دلنیا
29 مرداد 93 12:45
ای جانم چقدر تغییر کرده خوردنی موهاش بلند شده خیلی بیشتر داره شبیه مامان نازش می شه
مامان صبا
پاسخ
مرسی عزیزم آره خودمم که نگاه میکنم حس میکنم دخملی بزرگ شده
عاطفه بهرام
2 شهریور 93 22:36
سلام خانمی ماشالا به گل دختری نازت خدا حفظش کنه من با افتخار لینکت کردم
مامان کارن
3 شهریور 93 7:42
سلام خیلی خوشحال شدم از آشناییتون چه دختر نازی دارین ماشالا خیلی بانمکه اسمشم خیلی قشنگه
نسيم
3 شهریور 93 7:43
ماشالله .چه دختر نازی
سوری
5 شهریور 93 13:33
اصلا دیگه نمیام وبلاگت همه رو عزیزم خطاب کردی ولی منو مث ی آدم غریبه و رسمی...قهرم
مامان صبا
پاسخ
قهر؟ نداشتیما خب کار تو از عزیزم گذشته ولی اگه تو می خوای 1000 بار میگم عزیزم فدات
مامان عاطفه
9 شهریور 93 11:36
مامان گلی زودی بیا وبلاگ دخملی رو اپ کن دلمون براش تنگ شدهههههه
مامان صبا
پاسخ
سلام ممنون که سر میزنی ببخشید. چند وقته واقعا سرم شلوغه فقط میتونم بیام و نظرات رو تایید کنم. البته پست های جدید رو نوشتم ولی چون هنوز عکساش آماده نیستن منم نذاشتمشون محمدرضا جان رو ببوس
سارا
9 شهریور 93 11:43
باشه ه ه ه آشتی آشتی...
مامان صبا
پاسخ
مرسی عزیزم
خاله سارا
15 شهریور 93 7:56
بمیرم واسه تربچه خودم که هیچوقت وبلاگش آپدیت نیست مامان تنبل...
مامان صبا
پاسخ
خاله سارا جون دو بهم زنی؟ هنوزم مث اون موقع هایی؟ خودت که میدونی سرکار نمیتونم وبلاگ آپدیت کنم خونه هم که نت ندارم می بوسمت عزیزم
fatima
15 شهریور 93 16:42
سلام عزیزم وبلاگ قشنگی داری همینطور دختر نازی... به وبلاگ من یه سر بزن خوشحال میشم اگه بیای اومدی نظر یادت نره
خاله سارا
16 شهریور 93 18:00
من و دو بهم زنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نیکا قاصدک می باشد